دو نفر دختر خوشتيپ و سوسول! دوش از دردسر مشق نجاتم دادند!
دست و پايم بگرفتند و سوارم کردند! پفک و بستني و ماچ پر آبم دادند!
توي اين منظومهي شهري چه تماشاکرديم! آن دو باهم جملگي شکلاتم دادند!
آب انگور و هويج و کيوي و آب انار آنقدر بود که انگار فراتم دادند!
تا سر صبح خرامان همه جارا گشتيم! صبح يک بربري و چاي و نباتم دادند!
سفر علمي! و رويايي ما گشت تمام! جملهاي فحش از کلماتم دادند!
چون به خود آمدم از ديدن آن خواب لذيذ! صبح ظاهر شده بود بس که تکانم دادند!
مادرم گفت بلند شو که کلاست دير است پس از آن لقمهاي از نان بياتم دادند!
اشک از ديده چکيد و مخ من تير کشيد! چو به من توي کلاس ريز نمراتم دادند
نظر بدین![]()
